تبليغاتX
جامعه و سیاست
اجتماعی

خدارا شاکر وسپاسگزاریم که خلاصه عامل اصلی مشکلات معیشتی مردم توسط کارشناسان خبره تیم فوتبال دولت  شناسائی وبه مردم معرفی گردید. ای کاش این عامل زودتر شناسائی می شدتامنجر به اخراج ویا تعویض بعضی ازاین بازیکنان نمی گردید. پس ازتعویض چندبازیکن درسالهای دوم وسوم مربیگری دولت نهم   وزیراقتصادنیز قربانی تحلیل های آنالیزورهای  تیم فوتبال دولت نهم گردیدوتمامی نتیجه نگرفتن ها را به گردن ایشان انداختندوهمچنان مربی محترم مصربودکه تاکتیکهای او صحیح بوده واین بازیکنان هستندکه نتوانستند آنرا اجراکنند!!!

آنالیزورهای دولت نهم بعدازتعویض وزیراقتصادبازهم بیکارننشستند وبه نوعی رگه های این نابسامانی ها رادر بازیکن دیگر این تیم که دروزارت کشور توپ می زد  جستجوکردندوسرمربی  رامتقاعدنمودندکه شاید باتعویض این وزیر مشکلات معیشتی مردم حل شود.الحق ووالانصاف  نبایدازکناراین موضوع بی تفاوت گذشت که برای هرکدام ازاین عزل ونصب ها 150 الی 200 ساعت به گفته سرمربی محترم  تیم ،  وقت صرف گردیده. متأسفانه با این تعویض ها نیز گره ای ازمشکلات تورمی این کشور حل نشد.کارداشت به جاهای باریک کشیده می شد ومی رفت که بازیکنان  محترم تیم دولت  یکی پس ازدیگری ازارنج تیم کنارگذاشته شوندکه ناگهان سرمربی محترم  دراقدامی متهورانه  عامل اصلی نتیجه نگرفتن تیم را معرفی وهواداران را که داشتندیواش یواش استادیوم راترک می کردند متقاعدنمودند، که  مشکل ازمافیا بوده است!!! ومربی وبازیکنان هیچ نقشی دراین مشکلات نداشته اند. حتی سرمربی محترم به بازیهای خارجی تیم اشاره نمودندکه الحمدالله درهمه زمینه ها نتیجه مطلوب کسب شده است . نگاهی به اوضاع تیم فوتبال شیعیان لبنان ، عراق –افغانستان –دبی – بورکینافاسو وسایر تیمها ی بی نام ونشان بیندازید وببینید که درخصوص ساپورت آن تیمها دولت هیچ کم نگذاشته وباتمام وجود بازیکنان دولت برای حمایت وسرپانگه داشتن آن تیمها ازهیچ کوششی دریغ نورزیده اند.

مطبوعات نیزنباید بزرگ نمائی کنند . تیم دولت درتمام زمینه ها شاخصهای مثبت داشته تنها درزمینه تورم شاخص پائین بوده که آنهم خوشبختانه مشخص شد که کارکارمافیاست . مافیا هم که پدیده جدیدی نیست خدارا شکر درتمام کشورها وجوددارد.

ماباتوجه باینکه اخیراً سرمربی محترم دولت سرزده به اردوی تیم ملی فوتبال رفته امیدواریم که باتوجه به رهنمودهای علی دائی که اونیز قهرمانی لیگ را بخاطر حضور مافیا که دستش ازآستین ترکی داور مسابقه بیرون آمده بود وسرعلی دائی را بریده بود.بتواند هرچه زودتر مافیا را شناسائی وگوشش را مثل گوش رحمان رضائی –علی کریمی وسایر یاغیان تیم ملی که علی دائی پیچانده بود بپیچاند.

                                                        متورم زاده

 

                                                            

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 10:46  توسط آرش  | 

چند روزی است که با خودکلنجار می روم .مدام ذهنم را متوجه سوژه هائی می کنم که دیگر پرداختن به آنها نه برای خودم ونه برای خوانندگان زیبانیستند . سوژه هائی مانند : اشتغال – مسکن – رفاه – ازدواج – سهام عدالت – بنزین وهزاران سوژه دیگر که درکشورما صورت مسئله اشان باگذشت زمان پاک شده است ، نه حل !!! انبوه مطالبات لاینحل مردم ازیکسو و سیل وعده های جدید مسئولین ازدیگرسو شرایطی را ایجادنموده که دیگر هیچکس منتظر حل موضوعی به انتظار نمی نشیند . چراکه قرارنیست درمسابقه یکطرفه که مسئولین به اجرا  گذاشته اند چیزی حل شود. درشرایطی که تمام ویا بیشتر وعده های مسئولین عزیز حول قید { انجام می شود}   دور     می زند نه انجام شد، طبیعی است که نمی توان به انجام چیزی باورداشت . فقروفاصله طبقاتی روز به روزبرخلاف آماروارقام مسئولین درحال افزایش است . وفور کلکسیونی ازمواد مخدر درسطح جامعه وسهولت دست یابی بدان ، کاهش سن اعتیاد – افزایش   تکدی گری – بروزوظهور انواع واقسام ابتذالات فرهنگی و شیوع آن درجوانان ونوجوانان که نشأت گرفته از بیکاری وفقر عنان گسیخته خانواده ها ست ، ، هزینه های سرسام آور اجاره مسکن ، رشد فزاینده گرانی وتورم و... شرایط سختی را درجامعه ایجادنموده که ممکن است تبعات سنگینی را بهمراه داشته باشد. واگر امروز نخواهیم برای حل این مشکلات قدمی برداریم فردا نه تنها دیر است بلکه نوشداروي بعد ازمرگ سهراب است ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 18:44  توسط آرش  | 

امسال انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی در پیش است البته نمایندگان  خیلی سعی  کردند که طول مدت نمایندگیشان را اضافه کرده  و انتخابات را همزمان  با  انتخابات ریاست  جمهوری  برگزار کنند که  خوشبختانه اینطور نشد معلوم است که این پست خیلی برای آقایان دلچسب است که  حاضر  نیستند از آن دل بکنند با آن حقوق های آنچنانی و  سفر  مکه و  خانه و  ماشین های اهدائی و......... هر کسی جای ایشان باشد حاضر است به هر قیمتی  شده  آن را  حفظ  کند . از کسی شنیدم که میگفت فلان شخص خودش را کاندید کرده و میداند که هیچ وقت رای  نمی آورد اما فقط بخاطر اینکه تائید صلاحیت بگیرد وارد میدان شده که بعد از طریق همین تائید  صلاحیت بتواند به پست و مقام های دیگری برسد !!! 

واقعا فکرش را بکنید آقای ایکس برای اینکه در فلان حوزه رای بیاورد یک میلیارد تومان هزینه کرده . همینطور در زمان انتخابات از دهان کسانی که به این آقایان و شاید خانمها نزدیک  هستند میشنویم که میگویند فلانی  اینقدر  برای  روز انتخابات کنار گذاشته  است  .  حتی در  شهرهای کوچکتر از قبل از انتخابات قسم گرفتن از مردم و دست گذاشتن بر روی قران و پرداخت پول و  بستن  قرداد  برای  گرفتن  رای  مرسوم  است . آیا مردمسالاری که مد نظر آقایان است  همین است .  دیگر از روز انتخابات نمیگویم که هر رای را به چه مبلغی می خرند و ......... بماند .  اما سئوال اینست مگر درآمد یک نماینده چقدر است که حاضراست اینقدر  برایش  هزینه کند آیا نمایندگان درآمدهای جانبی دیگری دارند لابد همینطور است که میتوانند چند برابر این مبالغ را در مدت چهار سال بیرون بیاورند بهر حال زمان انتخابات  نزدیک است و هر کس  میخواهد از این نمد  برای  خودش  کلاهی  بدوزد  اما   چه   کسی  پاسخگوی   مطالبات مردم  است چه  کسی برآورده کننده انتظارات این نسل  جوان  ماست که  هر روز بیشتر در منجلاب  فساد و  تباهی و بیکاری و فقرفرو میرود و از ترس حق شکایت هم ندارد و اگر روزی هم لب به شکایت باز کند فورا به او برچسب فریب خورده میزنند و...................

چه کسی به نسل جوان ما راه و رسم زندگی کردن را یاد میدهد . آیا تاکنون  با جوانانی   که در کلاس سوم متوسطه درس میخوانند و توان ضرب و تقسیم  دو عدد دو یا  سه  رقمی  را  ندارند برخورد کرده اید اینها در چه مدرسه ای و نزد چه معلمانی درس خوانده اند آیا اینها هموطنان ما نیستند . جامعه باید به یاری اینها بشتابد . چقدر شعار میدهیم که اینها آینده سازان این مملکتند . آیا نمیخواهیم برای این آینده سازان اشتغال ایجاد کنیم مسکن بسازیم تفریحات سالم ایجاد کنیم که  رو بسوی تفریحات دیگر نیاورند آیا تاکنون از ایشان پرسیده ایم که چه میخواهند  یا فقط  نگران روز انتخابات هستیم که به دنیا نشان دهیم که بله واقعا تعداد رای دهندگان مان خیلی زیاد است !!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 1:28  توسط آرش  | 

بالاخره بعد از 28 سال که از قطع رابطه ایران و امریکا میگذرد ایران با امریکا بر سر میز مذاکره نشست و گفتگو هائی پیرامون مسائل عراق بین دو طرف ردوبدل شد .

البته معلوم نیست چه زمانی ایران تصمیم میگیرد که در باره مشکلات فیما بین خودش با امریکا با این کشور گفتگو کند اما نکته  مثبتی که در این اقدام وجود دارد شکستن  تابوی  بزرگ رابطه با امریکاست  که سالیان درازی باعث عدم برقراری این رابطه شد .

ناگفته نماند که درزمان آقای خاتمی هم درچند  نوبت  باب گفتگو  با  امریکا در حال  شکل  گرفتن   بود اما مثل اینکه حضراتی از جناح مقابل دوست داشتند که این اقدام بنام ایشان در دفتر تاریخ ثبت شود که شد . اما نکته  قابل تامل دراینجا این است  که در حالی که  دولتمردان  امریکائی تمایل خودشان را به گفتگو در باره مسائل فیمابین ایران وامریکا نشان داده اند و از طرف دیگر مثل روز روشن است که درحالی که امریکا در باتلاق  عراق گیر کرده است و هر روز که  میگذرد بیشتر در آن فرو  میرودو  لزوما به کمک ایران جهت کنترل اوضاع  عراق نیاز دارد  چرا دولتمردان  ایرانی بر سر مسائل فیمابین ایران وامریکا و حل مسائل و مشکلات  موجود و  بهبود مناسبات  دو  کشور گفتگو  نمیکنند  آیا این هم  باید به یک تابوی دیگر در تاریخ روابط  دیپلماسی دو  کشور تبدیل  شود  یا شاید  باز هم حضراتی دیگر تمایل دارند که آن را بنام خودشان و گروهشان درتاریخ این کشور ثبت کنند؟؟!! بدون شک زمان به این سئوال پاسخ خواهد داد . پس تا آن روز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 23:34  توسط آرش  | 

بعداز ایدز که آلودگیهایش هنوز هم قربانی می گیرد و بیشک درآینده نیز خواهد گرفت ، با پدیده ای به مراتب  خانمانسوز تراز ایدز ، به نام کراک که مشخص نیست ماحصل تفکرات کدام دانشمند ضد بشری است مواجه هستیم  . درخصوص  این پدیده شوم اجتماعی که امروزه به آسانی تهیه یک نوشابه غیر الکلی به دست می آید، فتواهای مختلفی صادرگردیده  است!!! حتی به منظور ترساندن جوانان ونوجوانان جامعه فیلمهای ترسناکی نیز دراین خصوص نمایش داده شده است . اما اثرات این تبلیغات تا چه اندازه مؤثر خواهد بود .

سئوال من ازمتولیان  برنامه ها ی اینچینی  اینست که اینگونه برنامه ها را برای چه کسانی می سازند.مگر برنامه سازان اینگونه برنامه ها نمی دانند که مخاطب آنها افرادی هستند که جامعه همه راههای رشد وترقی وتکامل را به روی آنها بسته است . تبلیغات ونشان دادن طبعات مصرف کراک موی های بدن چه کسانی را برتنشان سیخ می کند . جوانی که تمکن مالی مناسبی دارد .جوانی که در مدارس غیرانتفاعی این کشور با پولهای معلوم نیست ازکجا آمده پدر به تحصیل علم واخلاق مشغول است !!! میزان گرایشش به این مواد چیزی حدود صفراست. تحقیقات نشان داده است اکثریت قریب باتفاق جوانانی که به این میوه ممنوعه دسترسی پیدا نموده وآنرامصرف می کنند . همانهائی هستند که جامعه خوردن خیلی ازمیوه های طبیعی را ازآنان دریغ نموده است . جوانی که همه ارزشهای اجتماعی خودرا لگدکوب شده می بیند ودر24 ساعت مجبوراست 12 ساعت  نگاههای شماتت آمیز اطرافیان را  به دلیل بیکاری ،فقر وسیه روزی تحمل نماید.چگونه قادراست ، دربرابر این میوه ممنوعه مقاومت کنند . جامعه ای که تمام زمینه های خلاف را مهیا نموده وازطرف دیگر همه موهبتهای  اجتماعی که حق قانونی همه ابناء یک جامعه است را دریغ می نماید. وتنها درصدی کوچک ازجامعه را برخوردار ازتمام مواهب اجتماعی نموده است .چگونه می خواهد با این پدیده شوم مقابله نماید. مرا با کسانی که درعین داشتن مسئولیت دراینگونه موارد احساس مسئولیتی نمی کنند کاری نیست ، روی سخنم با مسئولینی است که هنوز جاذبه های قدرت وثروت آنان را گمراه ننموده ومی توان کورسوئی وجدان درروزنه های وجودشان مشاهده نمود .اقای مسئول ! فاجعه ای درحال رخ دادن است . فاجعه ای که از بمب های شیمائی امریکائیان که برسرمردم ویتنام ریختند عظیم تراست . اگر به ضرورت مبارزه همه جانبه با این فاجعه پی نبریم چه بسا فردا بهنگامی که درب خانه های مجلل وویلائی تان را بازکنید باجنازه ای که دراثر مصرف این مواد روی دستتان مانده مواجه شوید. توزیع عادلانه ثروت یکی ازراههای اساسی حل این معضل است . به نظر شما حق جوان این کشور ازتمام ثروتهای وطنش 2 کام کراک ویرانگراست؟!!! .یا حقوق دیگری هم دارند که بدانها داده نشده است ؟ ...

 

                                  تا درودی دیگر بدرود

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 22:6  توسط آرش  | 

ناظمی از پشت میز کار خویش                  کرد شاگردی همی مجروح و ریش

بعد از آن نیش سخن آغاز کرد                   زخم ها ی کهنه ا ش   را  با ز کرد

گفت تنبل گشته ای اندر کلاس!                   یا  چرا  این گونه  آدابت   رها ست

سا لها در  هر کلاسی  خفته ای                   ای    بسا   ما نند   موش  مرده ای

این همه سرما یه ها بر باد    شد                 دشمنت    از   این  فلاکت    شاد شد  

گر   بدانی   راه  و  رسم  بندگی                 گرم  خواهی    کرد    درس  زندگی   

عاقبت ناظم همی گفت   بنده  را                  دور    شو    گیر   این   پرونده  را

 

بچه    با   شرمندگی  اسرار کرد                 گریه ها  شخصیتش  را خوار کرد

گه    گاهی    دیده  بر افلاک کرد                 این  دل  بشکسته را چالاک  کرد

عذر   خواهی   بهر  او آغاز کرد                 چاپلوسی  را  بدو   ابراز   کرد

چون خطا از ما و بخشش از شماست             این   بود از   راه  و  رسم انبیا

هر چه خواهی با   ارادت     میکنم                کارها   را  با   صلابت   میکنم      

هر چه کرد شاگرد خود را خوار خوار             عذر  خواهی ها   نمی آمد   بکار

 

عاقبت     آن  بچه   غمگین و حزین                 گشت  خارج  از محل   علم و دین

با    خودش   نجوا  می کرد ای خدا                 از چه شد این گونه بخت از من جدا

گفته   بودی     صبر    شمشیر بلا                   لیک صبر  و  طاقتم   شد  بر   فنا

این   چه   را   از خردیم  کردی یتیم                 زانکه هستی  کل  رحمان و  رحیم

ای      پدر   ای   مادر   مرحوم من                 بین  چه کردند  با دل  محروم من

 

گوشه ای بنشسته می کرد   گریه ها                  تا   که آید  از  خدایش    وعده ها

مردکی    از   راه   دوری  در رسید                 بچه  در  آغوش   گرمش بر  کشید

با     محبت    بچه   را مجذوب  کرد                حزن و اندوه را از  او منکوب کرد

برد  او   را در   سرای   کار خویش                 کرد مرهم  آن دل  مجروح و ریش

بعد    آن   افسانه ها   را    باز کرد                  نفرت  از  تحصیل  را  آغاز  کرد

ای    پسر    تحصیل   دانش را چرا                  می کنی  ایام  عمرت  را    فنا

خوش    بپوشی   و  بنوشی در جهان                  گر شوی شاگرد من  در این زمان

بچه     شد   سرگشته     از گفتار او                   شد   غلام    و برده    پندار  او

هر چه مردک گوید او را عار نیست                 چونکه راه و چاره جزاین کار نیست 

چند    روزی    قلب    او را شاد کرد                  بچه  بدبخت    را   معتاد     کرد             

کم کم     او    را   وارد    بازار کرد                 مرغ   خوش آواز باز   و مار کرد

کسب و    کارش دشمنان را شاد کرد                   نوجوانی را چو   کاه   بر باد کرد

 

این     خبر   در مدرسه  سر باز کرد                  هر کسی  آه  ملامت   ساز کرد

آن    چه   بود  امروز   شد در جامعه                  هیچ  از زشتی   ندارد    واهمه

هر     کسی    از   جانبی   آغاز کرد                  علت  و معلول را دمساز   کرد

آن    یکی     علت را   ناظم    بخواند                دیگری  آن مردک  ظالم    بخواند

هست   هر کس   قاضی اعمال خویش                 تا که سامانی دهد   افعال    خویش

خود    قضاوت  کن که در این محکمه                 این مقصر کیست  اندر    خاتمه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 3:57  توسط آرش  |